ابراهيم عاملي ( موثق )

142

تفسير عاملي ( فارسي )

استحقاق گمراهى و دوستى شيطان گفته شده است ميفهماند : آنها كه به گمان خود را بر حقّ ميدانند مانند كافر هستند ، پس بظنّ و گمان دين درست نميشود و بر عاقل است كه پى تحصيل يقين در دين رود و صائب گفته است : واقف نميشوند كه گم كرده‌اند راه نا رهروان كه براهى نمىرسند صفى عليشاه : فرقه اى را رهنما شد بر كمال هم گروهى حقّ ايشان بد ضلال زان كه بر نفس و هوى تابع شدند بر سفال از ملكتى قانع شدند فرقه اى بردند باره بر بهشت فرقه اى ماندند در اخلاق زشت زان كه شيطان را گرفتندى بدوست اين گروه گمرهان چون لحم و پوست سخن ما : 1 - در آيت اوّل با جمله ى اوّل و دوّم اشاره است باقدام انسان باستفاده ى از زيبائى و آرايش به لباس و بهره مندى از حظَّ بزرگ زندگى 2 - جمله ى « يُوارِي سَوْآتِكُمْ » ميفهماند : پوشيدن زشتيهاى بدن جزء طبيعت انسانى است و بشما لباس داديم كه خود را بپوشيد ، پس ممكن است از ضمن اين جمله استنباط حكم فقهى بشود كه وجوب ستر عورت باشد . 3 - از كلمات « وَلِباسُ التَّقْوى » تا آخر آيه ميفهماند كه آدمى با اينكه بايد از تمام امكانات طبيعت بهره مند باشد از بهترين لباس كه تقوى و پرهيزكارى است نبايد غافل شود ، و ما آنچه مفسّرين در معنى اين دو كلمه گفته‌اند مفصّل نوشتيم ولى ظاهر اين است كه اين تعبير كنايه اى است از مستور داشتن انسان معايب نفسانى و اميال سركش خود را به - وسيله ى تمرين و رياضت بر پرهيزگارى ، 4 - كلمات « فَرِيقاً هَدى وَفَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ » تا آخر آيه ميفهماند آنها كه به راه راست رفته‌اند رستگارند ، و آنها كه به گمان و حدس خود راه را پيدا كرده‌اند . و غرور و پندار را پيشواى خود كرده بحث و تحقيق در راه صواب و خطا نميكنند ، آنها هستند كه مستحقّ گمراهى شده‌اند و ضلالت دامنگير آنها شده است ، مصداق اين جمله ها آن كسان هستند كه با همه هوشيارى و اطَّلاعات علمى و بهره هاى مادى و استعداد فطرى در نويسندگى با شيوائى قلم و